محمدصادق دهلوي

مقدمه 82

كلمات الصادقين ( فارسي )

رسيد و پسران بموجب وراثت در سلك اهل 1 لشكر منتظم شدند . چون مبارك شاه خلجى وفات يافت امير خسرو به خدمت و ملازمت سلطان المشايخ آمد و بر در نشست و نيت كرد كه اگر سلطان المشايخ خود ياد كرده طلبد بروم و الا نه 2 بازگردم . خادمى بيرون آمد و گفت تركى كه درين ولا آمده ، كجاست ؟ درون بيايد . امير درون رفت و سر بر زمين نهاد . سلطان المشايخ 3 التفاتها فرمود و گفت كه سر بردار كه نيك آمدى و كلاه چهار تركى و بارانى مرحمت نمود و در تربيت شد و اشارت نمود تا رياضت [ 131 ] و مجاهدت و 4 عبادت پيش گرفت و چهل سال صوم دهر داشت و بمرتبهء كمال رسيد و در اولياى 5 امت داخل شد و بطريق طى ارض همراه شيخ حج گزارد 6 و پنج بار در خواب بحضور سيد كاينات صلى اللّه عليه و سلم مشرف شد و هر شب وقت تهجد هفت سىپاره خواندى . صاحب سير الاولياء گفته كه اگرچه او به ظاهر تعلق گونه بملوك مىنمود و بعنوان خوش‌طبعى و ظرافت مشهور بود اما فى الحقيقة از آنها بوده كه در حق وى صادق مىآيد كه - كمر به خدمت سلطان به بند و صوفى باش ، روزى به جهت 7 ترك مصاحبت ارباب دولت نظام الاولياء نصيحت‌نامه بوى نوشت و به اين بيت تمام گردانيد : آمد گه آنكه عهدها تازه كنيم * شد آنچه شد اى صنم ، گذشت آنچه گذشت از مضمون وقوف يافته و بر علو درجهء تنبه 8 برآمده ظاهر به باطن همرنگ گردانيد و بالكل خود را بكوچهء درويشى كشيد و طريقهء اهل تصوف در صورت و سيرت وى پيدا آمد و از مشرب عشق و محبت چاشنى تمام يافت و صاحب سماع و وجد و حال شد . شيخ نظام الدّين مىفرموده كه در قيامت هركسى به چيزى فخر كند فخر من بسوز سينهء اين ترك اللّه يعنى خسرو خواهد بود و نشاء 9 سوز و گداز وى از سخنان وى ظاهر و پيداست . در اخبار الاخيار * مسطور 10 است كه آنچه او را از مضامين و معانى و اطوار سخن و انواع آن و صنايع و بدائع دست داده هيچ‌كس را از شعراى 11 متقدمين و متاخرين دست نداده و در وادى 12 سخن و